مرتضى راوندى

299

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پنجم از انواع طب و در كتاب ششم از علاج بيماريها از سر تا پاى ، و در كتاب هفتم از علاج آماسها و ريشها و تدبير شكافتن و داغ كردن و تدبير شكستگى و آزردگى و ورم و در كتاب هشتم از پاكيزگى و آراستگى ظاهر تن و در كتاب نهم از زهرها و پادزهرها سخن رفته است . « 1 » حرفهء پزشكى ابن اخوه ، نويسندهء « آيين شهردارى » ، از اينكه در روزگار او مردم تمايلى بر فراگرفتن دانش پزشكى نشان نمىدهند ، اظهار نگرانى و ملال مىكند و مىگويد : چه بسا شهرهايى كه طبيب ندارد جز اهل ذمّه ، كه در مورد احكام طّب شهادت آنان پذيرفته نيست ، در اين زمان كسى را نمىبينم كه دانش پزشكى را فراگيرد . امّا در علم فقه بخصوص مسائل اختلافى و جدلى غور مىكنند . و شهر پر از فقهايى است كه ، سرگرم فتوا و پاسخ دادن به دعاوى هستند . . . سبب اين غفلت جز اين نتواند بود كه علم طب مانند علم فقه وسيلهء به دست گرفتن قضا و فرمانروايى و صاحب مقام بودن و بر ديگران برترى جستن و غلبه بر رقيبان نيست ، دريغا كه ، دانش و دين برافتاده است . « 2 » وظايف پزشك و مسئوليتهاى او به‌نظر ابن اخوه طبيب بايد به چگونگى و تركيب بدن و مزاج اعضا و بيماريهاى اعضا و علل و نشانه‌ها و داروهايى كه آنها را بهبود مىبخشد ، آگاه باشد . و نيز تهيّه دارو و روش مداوا را بداند . . . شايسته اينست كه چون طبيب نزد بيمار آيد ، از سبب بيمارى و درد بپرسد . سپس شربتها و داروهاى گياهى بر او مقرّر دارد . و نسخه‌اى براى اولياى بيمار ، به شهادت كسانىكه نزد بيمار باشند ، بنويسد : و فرداى آن روز باز نزد مريض آيد و معاينه كند و قارورهء او را ببيند و از وى بپرسد كه آيا مرض تخفيف يافته است يا نه ؟ آنگاه به مقتضاى حال دستورهايى دهد و نسخه‌اى بنويسد . روز سوّم و چهارم و روزهاى ديگر نيز چنين كند تا آنگاه كه مريض بهبود يابد يا بميرد - اگر بهبود يابد طبيب مزد و كرامت ( تحفه ) خود را بگيرد و اگر بميرد اولياى وى نزد حكيم شهر آيد و نسخه‌هايى را كه طبيب نوشته است بر وى عرضه كنند . اگر با علم حكمت و طب مطابق باشد و طبيب

--> ( 1 ) . ذخيره خوارزمشاهى ، تأليف اسماعيل بن حسن الحسينى الجرجانى ، جلد اول ، به كوشش محمد تقى دانش‌پژوه و ايرج افشار ، از صفحه 4 به بعد . ( 2 ) . آيين شهردارى ، ص 170 به بعد .